جستجوی مقاله مورد نظر
صفحات مهم

فرزندپروری

فهرست مطالب

هدف اصلی در فرزندآوری چیست؟

هدف اصلی در فرزندآوری،تربیت فرزندانی شایسته است.پرورش فرزند نیکو نیازمند دانش و مهارت های ویژه ای است که دراین بخش به مواردی از آن اشاره کرده ایم.

 

یک.دوران بارداری

یکی از ویژگی های مسئولیت والدین،شمول و پیوستگی آن در طول دوره زندگی فرزند است که گستره آن،دوره قبل از تولد فرزند(همسرگزینی،مقدمات انعقاد نطفه،بارداری و زایمان)و نیز دوره کودکی،نوجوانی،جوانی و مرحله ازدواج فرزند را در برمی گیرد.از این رو،تربیت فرزند باید از قبل تولد (هنگام انتخاب همسر)مورد توجه قرارگیرد؛زیرا همسر اثرگذارترین عامل در تربیت آینده فرزند محسوب میشود.در ضمن باید توجه داشت افکار و حالات روانی و رفتار والدین حین انعقاد نطفه بر فرزند اثرگذار خواهد بود.براین اساس اولین مؤلفه مهم،رعایت حریم الهی و ترک محارم الهی از سوی پدر و مادر است که بارزترین مورد آن،پرهیز ازغذای حرام پیش از انعقاد نطفه و هنگام شکل گیری سلول های اولیه است؛زیرا همان گونه که غذای مسموم موجب بروز اختلال هایی در بدن فرزند می گردد،غذای حرام نیز تأثیر مخربی بر روح و روان او خواهد گذاشت.

بی شک نزدیک ترین عنصر محیط به جنین،مادر است.بنابراین هیجانات شدید مادر،افکارمنفی،غم و اندوه،تأسف خوردن از بارداری،واکنش منفی شوهر نسبت به بارداری او و… در جنین تأثیر منفی می گذارد.از این سو نیز تماشای مناظر زیبا،قرارگرفتن در طبیعت،افکارمثبت،پذیرش موقعیت خود و احساس غرور و افتخار برای داشتن چنین نعمتی،آرامش و اطمینان یافتن براثر حمایت های همسر و اطرافیان،علاوه بر تأثیر مثبت بر جنین،قدرت تحمل مادر را در مقابل سختی های دوران حمل زیاد می کند.

پدران نیز مسئولیت خطیری در دوران بارداری مادران برعهده دارند.فراهم نمودن آرامش خاطر و سلامت روانی و عاطفی مادر،تلاش برای تأمین نیازهای زیستی،روانی و اجتماعی او و سیراب ساختن وی از منبع محبت،از وظایف پدران آگاه و متعهد است.

 

دو.تأمین نیاز جسمانی فرزند 

از جمله حقوق کودکان بر پدر و مادر،حق بهره مندی از سلامت و رشد جسمی است.دراین باره پدر و مادر باید تغذیه سالم و کافی را برای کودک فراهم کنند.از آنجا که طعام حرام بر رشد و تکامل شخصیتی کودک تأثیر منفی می گذارد،پدر و مادر در تهیه غذای کودک باید بکوشند تا از درآمد مشروع،خوراک فرزند تأمین شود.علاوه برآن،رعایت بهداشت و نظافت کودک و محافظت از عوامل بیماری زا و حوادث آسیب زا و اقدام برای درمان بیماری ها نیز از وظایف پدر و مادر است.پس از آن که کودک قدرت درک مناسب یافت،آموزش بهداشت نیز لازم است.

 

فرزندپروری

 

سه.اصول تربیت فرزند

تربیت فرزندان وظیفه ای دشوار است که به فراگیری دانش و مهارت،بردباری،تمرین و صرف وقت نیاز دارد.دراین بخش،چند اصل مهم در امر تربیت فرزند بیان می شود.

1.محبت

محبت والدین به کودک در جهت رشدعاطفی او بسیار ضروری است.آدلر،روانشناس معروف می گوید: (کودک از نخستین لحظه تولد می خواهد خود را به مادر بچسباند و هدف از جنب و جوش هایش همین است.مادر است که اولین تماس میان کودک و دیگران را برقرار می کند و در او میل به ارتباط با اشخاص دیگر را به وجود می آورد.)

اگر کودک از محبت پدر و مادر به طور متعادل بهره ببرد،آرامش روانی،امنیت خاطر و اعتماد به نفس خواهد داشت و گرفتار ناکامی و عقده های روانی نمی گردد.کارن هورنایِ روانشناس می گوید: (اگر کودک در نخستین سال های زندگی خود از محبت محروم بماند،هسته اصلی و اساسی بیماری های روانی در وی تکوین می یابد که بعدها در بزرگسالی،منشأ بسیاری از درگیری های عاطفی و اضطراب عمیق در او خواهد شد.

2.امنیت

بنیادی ترین نیاز عاطفی و روانی انسان نیاز به امنیت است.سلامت جسمی زمانی برای انسان ارزشمند است که دلهره و اضطراب نداشته باشد و احساس امنیت کند.این احساس در سال های نخستین زندگی به کمک افراد خانواده به ویژه مادر ایجاد می شود.کودک یا نوجوانی که احساس امنیت و آرامش داشته باشد،به راحتی می تواند اعتقادات و اندیشه های خود را ابراز کند و اگر هم اشتباه یا خطایی داشته باشد،می تواند آن را به یاری پدر و مادر اصلاح نماید.این احساس به کودک اجازه ابتکار،خلاقیت و نوآوری می دهد.همچنین ترس و ناامنی موجب فرو خوردن و واپس زدن اندیشه و ابتکار می شود و چه بسا به عقده های روانی بدل گردد.

3.اقتدار در تربیت

نحوه ارتباط والدین با فرزندان و شیوه های تربیتی آن ها را در سه دسته می توان طبقه بندی کرد:

1-3.والدین سهل گیر؛درخواست و انتظارات کمی از فرزندان دارند؛به آنان اجازه می دهند بی هیچ و قید و بندی احساسات خود را ابراز کنند؛فعالیت های کودکان را زیر نظر ندارند و به ندرت کنترل مناسبی بررفتار آنان دارند.

2-3.والدین سخت گیر؛الگوهای سخت گیرانه ای دارند؛به گونه ای که بسیاری از قواعد را بر فرزندان تحمیل نموده،از آنان انتظار اطاعت دقیق دارند.آنان به ندرت برای فرزندان چرایی لزوم پیروی از قواعد را توضیح می دهند و اغلب از شیوه های اعمال فشار استفاده می کنند.

3-3.والدین مقتدر؛شیوه ای منعطف دارند که در آن به فرزندان آزادی عمل داده،در عین حال محدودیت هایی بر آنان اعمال می کنند و در ضمن دلایل آن را نیز برای فرزندان بر می شمردند.آنان پاسخ گوی نیازها و دیدگاه های فرزندان هستند و فرزندان را در تصمیم گیری های خانوادگی دخالت می دهند.آن ها در صورت لزوم از اعمال قدرت استفاده می کنند و برای این کار نیز استدلال ارائه می دهند.

این سه شیوه،تأثیرات مهمی بربهداشت روانی کودکان دارد:فرزندان خانواده های سخت گیر،قدرت طلب،تحریک پذیر،ترسو و نگران،زود رنج،دمدمی مزاج و غمگین،بی هدف،عبوس و بدخلق و غیردوستانه پرورش می یابند.

فرزندان خانواده های سهل گیر غالباً پرخاشگر،نافرمان،دارای اعتماد به نفس و خویشتن داری پایین،سلطه جو و بی هدف هستند و موفقیت و پیشرفت کمتری دارند. فرزندان خانواده های مقتدر از افرادی پرتوان و خونگرم،متکی به نفس و خویشتن دار،دارای انرژی زیاد،دارای توان مواجهه مناسب با فشار روانی،هدفمند و دارای انگیزه پیشرفت هستند.

 

فرزندپروری در لحظه

 

4.هماهنگی والدین در تربیت فرزند

هماهنگی والدین در شیوه های تربیتی،تأثیر بسزایی در تربیت صحیح فرزندان دارد؛حال آن که اختلاف والدین در این زمینه،کودک را دچار تعارض می کند؛چرا که او مجبور است فقط یک توصیه رفتاری را بپذیرد و چون هم پدر و هم مادر او را دوست دارد،توان انتخاب یکی را نخواهد داشت و دچار التهاب درونی و تعارض خواهد شد.در صورت اختلاف پدر و مادر در تربیت فرزند،باید آن دو با گفتگو و تبادل اندیشه،به شیوه ای واحد برسند و توجه داشته باشند که این گفتگو در حضورکودک انجام نگیرد.در مواردی که والدین نمی توانند به نظر واحد برسند،نظر مشاوری آگاه،متدین و دلسوز می تواند راهگشا باشد.اگر والدین در تربیت فرزندان با هم هماهنگی داشته باشند،اطرافیان نیز به خود اجازه دخالت بی موقع و نامناسب را نخواهند داد و فرزندان با یک شیوه تربیتی مناسب و به صورتی متعادل رشد می یابند.

5.ایجاد خودباوری در فرزند

ارزیابی کودکان از خویش،تأثیر مهمی در رشد شخصیت آن ها دارد.اگر کودک به توانایی های خویش مطمئن باشد،به خوبی دیگران را نقد و ارزیابی می کند؛با موانع کنار می آید و خودتردیدی،او را از رسیدن به خواسته هایش باز نمی دارد.خودباوری یا اعتماد به نفس،یکی از هم بسته های مهم عزت نفس است.کودک باید در هر مرحله سنی با شناخت توانایی هایش،مطابق آن ها رفتار کند.انجام امور شخصی از ساده ترین کارها – مانند لباس پوشیدن و شستشوی خود و غذاخوردن – تا حل تعارض های اجتماعی بدون تعدی به دیگران و دست یافتن به اهداف خویش،مبتنی بر اعتماد به نفس مناسب است.اظهار وجود،استقامت،مذاکره موفقیت آمیز،مهارت های گفتگو و گوش دادن فعال و کنترل قاطعانه عصبانیت و خشم،از آثار خودباوری است.در مقابل،کودکی که نسبت به خود احساس خوبی ندارد،هرطرف می رود،دست و پا بسته است.او چون متقاعد شده که نمی تواند موفق شود،سخت تلاش نمی کند و از همین رو پیوسته شکست می خورد.او اغلب در مورد درستی رفتار خویش مردد و نگران است و در جلب دوستان و استمرار روابط دوستی با دیگران نیز با مشکل رو به روست.او معمولاً دارای این ویژگی هاست:

– استعدادهایش را نادیده می گیرد و بیشتر نقاط منفی خود را می بیند؛

– از دست زدن به تجربه های جدید می هراسد؛

– سخن گفتن در جمع برایش دشوار است.

6.تقویت مسئولیت پذیری

فرزندان متناسب با رشد فکری و توانایی جسمی و روانی خود باید نسبت به خویشتن و اطرافیان مسئولیت هایی را بپذیرند و آن ها را به خوبی انجام دهند.فرزندی که مسئولیت پذیر تربیت شده،دارای چنین ویژگی هایی است:

– وظایف خود را بدون یادآوری و دستور دیگران انجام میدهد؛

– برای کارهایی که انجام می دهد،دلیل دارد؛

– در ناکامی ها دیگران را مقصر نمی داند.

7.نظارت و هدایت در ارتباطات اجتماعی به خصوص با همسالان

از عوامل اثرگذار بر تربیت فرزند،محیط اجتماعی به ویژه همسالان است.رابطه با همسالان پاسخ به نیاز اساسی و مهم پیوندجویی در کودکان است.آنان در این روابط ارزش ها و هنجارهای اجتماعی را می آموزند.در این روند فرصت مناسبی برای مقایسه اجتماعی پدید می آید که کودکان با درک دیگران،شناختی واقعی از خود و توانایی های خویش به دست می آورند و به آزمون عقاید و احساسات خویش می پردازند.دوستی با همسالان درست کار سبب تأثیرپذیری مثبت خواهدشد.علاوه برآن،هنگام هیجانات نامطلوب ارتباط با آن ها سبب تخلیه احساسات شده،آرامش روحی را برای آنان به ارمغان می آورد.بااین حال،گروه همسالان ممکن است بافشار برافراد،استقلال فردی آن ها را تضعیف کند؛زیرا کمتر کودکی قادر به مقاومت در برابر فشار همسالان خود است.رفتارهای نابهنجار و ضداجتماعی مانند پرخاشگری و انحراف جنسی ممکن است از همسالان آموخته شود.

8.توجه به نقش چند جانبه تربیتی خانواده والدین باید توجه داشته باشند که فرزند درکانون خانواده در ابعاد مختلف پرورش می یابد.پرورش جسمانی و روانی،فردی و اجتماعی،مادی و معنوی،بنابراین در بٌعد پرورش اجتماعی خانواده مهم ترین نقش را در جامعه پذیری کودکان ایفا می کند. به گفته پارسونز: (کودک در خانواده دوست داشته شدن و دوست داشتن را می آموزد؛با چگونگی رفع نیاز های خود توسط دیگران آشنا می شود و شیوه مطلوب تعاملات اجتماعی را فرا می گیرد).

 

فرزندپروری

اشتراک گذاری:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.