فهرست مطالب

صفحات مهم

فرزندآوری

یکی از اهداف مهم ازدواج صاحب فرزند شدن است تا والدین از این طریق از لذت مادری یا پدری بهره مند گردند.امروزه برخی زوج ها تولد فرزند را مانع آسایش و راحتی زندگی خود میدانند و هزینه تولد و تربیت فرزند را سرسام آور می شمردند.بیشتر پدران و مادران نیز در فراهم کردن امکانات رفاهی فرزند خویش ناخواسته افراط می کنند که این امر هزینه فرزندآوری را سنگین کرده است.

فرزندآوری برای همسران آثار مثبت فراوانی دارد که به برخی از آنها می پردازیم.

آثار و فواید روحی و روانی فرزندآوری:

 

احساس دوست داشتن و محبوب بودن

با آغاز زندگی مشترک،بسیاری از نیازهای عاطفی همسران جوان تأمین میشود و درصورت بهره مند بودن آنان از الگوی خانواده متعادل،به مرور زمان،می توانند به بیشتر نیازهای خود پاسخ دهند.تولد فرزند نیز زمینه پاسخ گویی بسیاری از نیازها ازجمله نیاز به دوست داشتن و محبوب بودن را فراهم می کند؛زیرا یکی از نیازهای نوزاد،مورد توجه دیگران بودن است.درمقابل،والدین نیز نیاز دارند از کسی حمایت کنند و او را دوست بدارند.از این رو،کارکرد نیازهای مذکور به گونه ای است که والدین و فرزند مکمل یکدیگر هستند و حاصل آن رضایت خاطری است که نصیب آن ها میشود.

 

نشاط و سلامت روانی والدین

یکی از مهمترین عوامل ازدیاد شور و نشاط در زندگی مشترک،تولد فرزند در خانواده است.پیامبر گرامی اسلام (ص) درتعبیری جالب می فرماید: (فرزندصالح،گلی از گل های بهشت است). همان گونه که گل های بهشتی باعث وجد و سرور اهل بهشت می شوند،فرزندصالح نیز موجب شادمانی و سرور والدین می گردد.

ویل دورانت می گوید: (ملاحظه کنید که زناشویی بدون فرزند پژمرده است و چگونه پس از آوردن فرزند شکفته می شود).

کودکان از زمان تولد و گاه از همان زمانی که داخل رحم مادر هستند،موجب شادی و هیجان در خانواده می شوند.آن ها با افزایش نشاط در روابط همسران،سلامتی و بهداشت روانی آن ها را نیز تأمین می کنند.همانگونه که تولد کودک موجب شادی پدر و مادر است،نگاه به چهره او و کارهای کودکانه اش نیز نشاط و سلامت روانی والدین را در پی می آورد.

مایکل آرگیل برآن است که کودکان برای خانواده سرچشمه فایده های بسیارند.او می نویسد: (با وجود فرزند،لذت بسیاری در خانواده وجود دارد.بیشتر والدین تحرک و شادی را به عنوان یک مزیت از کودکانشان دریافت می کنند.کودکان و والدین با هم می خندند و متأهلان دارای فرزند، از متأهلان بدون فرزند شادترند.

 

امید به آینده

با ورود اولین فرزند به کانون خانواده،دایره امیدها وآرمان های والدین افزایش می یابد.همچنان که فرزند در مقابل چشمان والدین می بالد و شکوفا میشود،بذرهای امید نیز در دل پدر و مادر جوانه می زند و آرزوهای نوین،منشأ حرکت و تلاش آن ها برای تداوم حیات می گردد؛زیرا فرزندانی که صحیح تربیت می شوند،غیر از اینکه خود آنان مسیر سعادت را در زندگی طی می کنند و باعث افتخار پدر و مادر می گردند،در زندگی آینده والدین نیز نقش مؤثری دارند و از آنان حمایت می کنند.

 

تداوم زندگی

فرزندآوری حلقه ای از زنجیره طولانی تداوم  حیات به شمار می آید و این خود انگیزه ای برای داشتن فرزند است؛فرزندی که نامی از والدین را برخود دارد و یادآور میراث خانواده است.فرزندآوری در حقیقت نمودار تمایل والدین به جاودانگی است و فردی که صاحب فرزند است،معمولا استمرار زندگی فرزند خود را تداوم حیات دنیوی خویش احساس می کند.

 

رشد شخصیت

وجود تجربه فرزندآوری،مجموعه کاملی از ارزش ها را به ساختار شخصیت والدین می افزاید. هن ، میلیسپ و هارتکا از مطالعات خود درباره شخصیت به این نتیجه رسیدند که سازمان روانی انسان با پذیرفتن نقش پدر و مادری به کمال می رسد.تربیت هر فرزند سبب رشد صفات و کمالات اخلاقی میشود؛صفاتی مانند ایثار،گذشت و فداکاری،خروج از خودخواهی و توجه به نیازهای دیگران،صبر و سعه صدر.

 

آثار و فواید جسمانی فرزندآوری:

 

خانواده هایی که صاحب فرزند هستند،بیش از خانواده هایی که بدون فرزند از زندگی لذت می برند و احساس خوشبختی بیشتری می کنند.نتایج تحقیقات پژوهشگران دانشگاه بریگهام یانگ آمریکا بر روی 200 هزار خانواده از86 کشورجهان (در بین سال های 1981 تا 2005 م) نشان میدهد که داشتن فرزند موجب کاهش فشار خون والدین،افزایش تمایل به یادگیری،استفاده بیشتر از قدرت تعقل،افزایش اعتماد به نفس،درک بهتر زیبایی ها،افزایش دقت در کارهای جزئی و افزایش شادی والدین می گردد. فرزندآوری برای زنان اهمیت بیشتری دارد.داشتن فرزند برای زن،حکم سلامت او را دارد و با تأمین شادابی،او را به زندگی امیدوار میکند.افزون براین،دانشمندان بر اساس برخی آزمایش ها و تحقیقات اعلام کرده اند مادرانی که تازه صاحب فرزند شده اند،حافظه بصری قوی تری دارند و در مقایسه با زنانی که فرزند ندارند،بهتر می توانند اطلاعات اطراف خود را به خاطر بسپارند.همچنین این تحقیقات حاکی از آن است که داشتن فرزند موجب بهبود حافظه مادران می شود.

 

آثار و فواید خانوادگی فرزندآوری:

 

استحکام خانواده

والدین به لحاظ ایجاد شبکه ارتباطی جدید پس از تولد فرزند،جاذبه ها،دل مشغولی ها و سرگرمی های تازه ای می یابند که مرکز ثقل آن فرزند است.مشاهده ناتوانی های نوزاد،حس مسئولیت و شفقت را در والدین بر می انگیزد؛از این رو آن ها با کمک یکدیگر،همه توان خویش را برای حمایت از او به کارگیرند.بنابراین فرزند که در آموزه های دینی از او به (جگرگوشه والدین) یادشده،در استحکام و تداوم حیات خانواده نقش مثبتی دارد و پدر و مادر حاضر نیستند به راحتی این جگرگوشه خود را با اختلاف یا طلاق آزرده خاطر کنند.فرزند – به ویژه فرزند خردسال – به منزله پیوند بین پدر و مادر است.از این رو،وجود فرزند باعث استحکام خانواده می شود.

 

 پویایی خانواده

یکی از عوامل پایداری زندگی،داشتن تنوع مناسب است.در مقابل،یکنواختی موجب ملال،سرخوردگی و تضعیف مناسبات بین اعضای خانواده می گردد.تولد فرزند جدید،فرصتی برای تنوع بخشیدن به زندگی  و رهایی از دل تنگی است.همان گونه که مشاهده رویش گل ها و گیاهان،حس حرکت و بالندگی را در آدمی بیدار میکند،تماشای صحنه های دلپذیر رشد کودکان،والدین را به وجد می آورد و موجب پویایی و انگیزش آنان می شود.اضافه شدن فرزند به جمع خانواده،شتاب خاصی به آهنگ زندگی می بخشد. ویل دورانت در توصیف حالات پدر و مادر می نویسد: (این زن است که توانایی های تازه ای به دست آورده،مادری چنان شکبیا و مهربان شده که حتی در هنگام هیجان و شدت عشق نیز سابقه نداشته است… و این مرد مسئولیتی می پذیرد که او را پخته کرده،افق دیدش را وسیع می سازد و از یک حس پدری عمیق که ناگهان فرا می رسد،لذت می برد).

 

گسترش ارتباطات خانوادگی

خانواده ابتدا متشکل از زن و شوهر است و روابط آن ها نیز در محدوده خاصی است.با تولد اولین فرزند،باب جدیدی در روابط انسانی خانواده گشوده می شود.این گسترش رابطه،افزون بر تغییر کمّی،سبب تغییر کیفی رابطه آن ها نیز می گردد.بدین ترتیب ارتباطات جدید آکنده از دل بستگی های خاص می شود.شاید آمدن فرزند به جمع خانواده در ابتدا باعث شود زن و شوهر در رفتن به برخی محافل دجار محدودیت شوند،اما همین تازه وارد باعث میشود که آن ها دوستان خانوادگی جدیدی پیدا کنند.همچنین وجود کودک،توجه دیگران به خانواده او را نیز در پی خواهد داشت و درنتیجه از حمایت اجتماعی بیشتری بهره مند خواهند شد که همین امر در افزایش سلامت خانواده مؤثر است.بنابراین فرزندآوری یک جنبه کلیدی برای اجتماعی شدن بیشتر مردم در همه فرهنگ هاست.

 

پیامد‌های تک فرزندی

 

پیامدهای تک فرزندی برای والدین

در خانواده های پرجمعیت،پدر و مادر در تلاش مستمر برای رسیدگی به فرزندان،از زندگی پویا و پرتحرک لذت می برند و هنگام فعالیت خویش هم زمان آثار و برکات تلاش خود را در شور و نشاط حاصل از رشد و بالندگی فرزندان خود مشاهده می کنند؛حال آنکه در خانواده تک فرزند این پویایی و تحرک بسیار کمتر است.افزون بر این،در خانواده های تک فرزند معطوف شدن همه توجهات والدین به یک فرزند موجب می شود که مشکلات جزئی وی،اشتغال ذهنی زیادی برای پدر و مادر ایجاد کند.

 

پیامدهای تک فرزندی برای فرزند

در خانواده های تک فرزند همه محبت ها و حمایت ها از یک سو و همه سخت گیری ها و کنترل ها از سوی دیگر متوجه همان یک فرزند است.این محبت و حمایت افراطی یا سخت گیری زیاد و کنترل بیش از حد پدر و مادر و اطرافیان به سلامت روانی فرزند آسیب می رساند:از یک سو،چون همه توجهات به سوی اوست و دیگران برای او تصمیم می گیرند،اراده او خدشه دار می گردد و قدرت و تحمل وی در رویارویی با مشکلات کاهش می یابد.از سوی دیگر،چون معمولا همه چیز برای او فراهم است،توقع وی بالا می رود و در درازمدت انسانی نامهربان و خودخواه می شود که چون عادت ندارد کسی را در کنار خود ببیند،همه چیز را فقط برای خود می خواهد.یکی دیگر از مشکلات تک فرزندی این است که او نمی تواند در خانواده باکسی رقابت یا دعوا کند.بنابراین فرصتی برای کنترل و مدیریت برخی احساسات منفی پیدا نخواهد کرد.گرایش به انزوا و ضعف در برقراری ارتباط با همسالان و سایر افراد جامعه از خصوصیات تک فرزند هاست.

اشتراک گذاری:

دیدگاه‌ خود را بنویسید