جستجوی مقاله مورد نظر
صفحات مهم

عاشق شدن

فهرست مطالب

عشق از دیدگاه نوروسایکولوژی

علم عصب شناسی اخیراً به بررسی و مطالعه عشق در مغز علاقه مند شده است،

و با کمک تکنیکهای MRI امروز میتوانیم راه هایی که با انجام آزمایشات در مغز انسان فعال میشوند را تصویربرداری کنیم.


عشق یکی از قویترین نقاط مشترک همه انسانهاست.

میلی است که موجب شیفتگی، احساسات قوی و تمایل شدید به با هم بودن ميشود.

عشق میتواند منبع شادی باشد.

اما وقتی با عدم پذیرش از طرف مقابل روبه رو شود، میتواند ناامیدکننده و ویرانگر باشد.

عشق در انسانها به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است و پدیده ای میان فرهنگی تلقی شده است،

چیزی که تقریباً همه انسانها میتوانند در طول زندگی خود آن را تجربه کنند.

عاشق شدن
http://عاشق شدن

اما وقتی عاشق میشوید چه اتفاقی در مغزتان میافتد؟

هلن فیشر متخصص انسان شناس بیولوژیک که درمورد عشق تحقیق میکند،

پیش بینی میکند که سه مرحله مختلف عشق در مغز وجود دارد.

۱.شهوت: که میل جنسی انسانی هم خوانده میشود و نسبت به افراد زیادی ایجاد میشود.
۲.عشق پرشور: فرد روی یک نفر خاص متمرکز میشود و این فرد برای او جایگاه ویژه ای پیدا میکند.
۳.وابستگی: سطح اضطراب پایین آمده و فرد حس پیوند عمیقی با فرد مقابل خود پیدا میکند، پیوندی ماندگار برای تمام عمر.

این مراحل عشق میتواند در یک زمان برای یک نفر و یا در مقاطع زمانی مختلف برای افراد متفاوت حس شود.

✔️عشق پرشور

مرحله عشق پرشور همان مرحله ای از عشق است که «عشق ماه عسلی» خوانده میشود.
افراد در این مرحله از عشق با خوب پیش رفتن اوضاع در کنار هم هیجان و انرژی بسیار بالایی را تجربه کرده،

و در مواقع ناسازگاری و اختلاف، دچار ناراحتی میشوند.

این بخاطر این واقعیت است،

که عشق دقیقاً بر همان قسمت هایی از مغز اثر میگذارد که در مواقع انگیزه و تحریک ، تاثیر می بیند.

عشق یک سیستم پاداش قدیمی برای انسانهاست.

این حس طوری رشد کرده است که فرد بتواند طرف مقابل خود را برای مدتی طولانی تحمل کرده و بتواند تولیدمثل کند.

اما خیلی مهم است که بدانید این پدیده جادویی عاشق شدن با عوامل درون ریز مختلفی تنظیم میشود.

هلن فیشر و همکاران او بخاطر ویرانگری هایی که عشق میتواند ایجاد کند، به این موضوع علاقه مند شده اند.

آنها هفده نفر که شدیداً عاشق بودند را تحت آزمایش اسکن مغز fMRI قرار دادند،

تا دو فرضیه را بررسی کنند:

اول اینکه میخواستند بدانند که عشق مسیرهای دوپامینرژیک قشری بالا را نیز درگیر میکند یا نه،

و دوم اینکه میخواستند بدانند که عشق حسی خاص است یا رفتاری هدفمند که منجر به احساسات مختلف میشود.

ده زن و هفت مرد ۱۸ تا ۲۶ ساله مورد مطالعه قرار گرفتند.

با هرکدام از شرکت کننده ها به طور اختصاصی مصاحبه شدند تا شدت و طول مدت رابطه عاشقانه آنها ارزیابی شود.

بعد از این پرسشنامه ها و مصاحبه ها،

مغز این شرکت کننده ها برای مدت زمانی مشخص که در طول آن

ابتدا به عکس عشق خود و بعد عکس یک فرد کاملاً غریبه خیره نگاه میکردند، اسکن شد.

این محققان فعالیت هایی در قسمت های مختلف مغز مخصوص عشق آن فرد مشاهده کردند.

سمت راست قسمت میانی بطنی یکی از بخشهای مرکزی بوده که با نگاه کردن به عکس معشوق به فعالیت افتاده است.

این دقیقاً بخش دستگاه پاداش در مغز است که طی تحریک، توجه دقیق و انگیزه برای دریافت پاداش فعال میشود.

بااینکه فیشر و همکاران او از جمعیت بسیار کوچک ۱۷ نفره که همه علاقه مند به جنس مخالف و در یک محدوده سنی و از پیشینه یکسان بودند استفاده کرده است،

اما فرضیه های آنها درست از آب درآمده،

و عشق بخشی از یک دستگاه پاداش بزرگتر در مغز مشاهده شد که موجب بروز احساسات مختلفی در فرد میشود.

عشق یک احساس ابتدایی نیست،

بلکه به فرد پاداش میدهد که تلاش کنند نسبت به شریک عشقی خود وابستگی ایجاد کنند،

به بقا و تولیدمثل آنها کمک کنند.

عشق از دیدگاه نوروسایکولوژی
http://عاشق شدن

✔️انتقال دهندهاي عصبی

انتقال دهنده های عصبی هورمون هایی مثل دوپامین، سروتونین، اکسیتوسین، وازوپرسین و تستوسترون هستند،

که آنها هم نقش مهمی در احساسات مختلف افراد در عشق ایفا میکنند.

دوپامین که یکی از این انتقال دهنده های عصبی است،

مسئول احساسات پاداش دهنده ای است که بعد از غذا خوردن یا برقراری رابطه جنسی احساس میکنید.

دوپامین موجی از موادشیمیایی را به درون مغز هدایت میکند که به بدن اطلاع میدهد رفتار ما تقویت کننده تناسب انداممان است.

درعین حال، موجب بروز احساس خوب در ما شده و به ما انگیزه میدهد در آینده نیز آن رفتار را تکرار کنیم.

ترشح دوپامین موقع عاشق شدن افراد افزایش مییابد.

علاوه براین، هرچه کارهای جدیدتری با شریک عشقی خود انجام دهند، دوپامین بیشتری تولید خواهند کرد.

سروتونین نیز در تجربه عشقی دخیل است.

این هورمون مسئول احساس سلامت، تنظیم حال و هوا و خلق وخو، اضطراب، اشتها و خواب میشود.

سطح سروتونین در عشق پایین میآید.

علاوه براین، در افرادی که از مشکلات اضطراب مثل اختلال وسواس رنج میبرند نیز پایین میباشد.

عشق و عاشقی
http://عاشق شدن

دانشمندان معتقدند که این نشان میدهد چرا کسانی که عاشق میشوند نسبت به فرد مقابل خود احساس وسواس و تعصب پیدا میکنند،

و احساس میکنند باید دفعات متوالی در طول روز با طرف خود تماس گرفته و با او صحبت کنند.

همچنین این افراد ممکن است دچار کم خوابی و بی اشتهایی شوند که با کاهش سروتونین در بدن قابل توجیه است.

اکسیتوسین نیز نقشی اساسی در احساس عاشقی دارد چراکه این هورمون به هورمون پیوند معروف است.

این هورمون نیز مسئول احساس اعتماد،

وابستگی در دوران به دنیا آوردن فرزند و دوران کودکی و رفتار های همدلانه و دلسوزانه است که بعد از ارگاسم نیز ترشح میشود.

این هورمون برای تقویت و حفظ پیوندهای اجتماعی نیز تولید میشود.

با ترکیب این هورمونها، به آن هجوم دوپامین که با دیدن معشوقمان به ما دست میدهد معتاد میشویم،

و همین باعث میشود بخواهیم او را بارها و بارها ببینیم و دوست نداریم از او جدا شویم.

اشتراک گذاری:

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.