فهرست مطالب

صفحات مهم

رابطه ی بین نیازهای اساسی و ازدواج خشنود!

نیازهای اساسی ما کدام اند؟

آنچه کلیه ی موجودات زنده،از ویروس گرفته تا ما انسان ها،از تولد تا مرگ،انجام میدهیم انواع رفتارهای گوناگون است.اصلی ترین انگیزه و محرک هریک از این رفتارهای گوناگون و ریشه ی این تنوع رفتاری در ژن های هرموجود برنامه ریزی شده است.اما تفاوت میان ما و حیواناتی که از لحاظ ژنتیکی شبیه ما هستند و نیازهایی مشابه ما دارند،در این است که در انسان ها هیچ برنامه ی از پیش تعیین شده ی ژنتیکی وجود ندارد که به ما بگوید برای ارضای نیازهایمان چگونه باید رفتارکنیم.به استثنای خشم،هیچ رفتاری در انسان ذاتی نیست.

نیازهای اساسی
http://نیازهای اساسی

ماباید هرآنچه را انجام میدهیم یاد بگیریم و انگیزه ی این یادگیری در ما،دو احساس لذت و درد است.هرچه بهتر یادبگیریم،احساس بهتری خواهیم داشت و عمل بهتر و احساس بهتر نیروی محرک و انگیزه ی پیشرفت انسان هاست.حیوانات زمانی احساس خوبی پیدا میکنند که نیاز جنسی،غذا و امنیتشان تأمین شود.برای آن ها آخر راه پیشرفت همین جاست،در حالیکه امید به داشتن احساس بهتر برای ما انسان ها هرگز پایانی ندارد. همه ی پیشرفت های بشری حاصل تلاش گروهی از مردم است،و گاه حاصل تلاش یک گروه بسیار کوچک و به ندرت حاصل تلاش فقط یک نفراست.وقتی به دلایل یا انگیزه ی تلاش های این گروه از افراد دقت میکنیم می بینیم آن ها برای دستیابی به احساس بهتر یا اجتناب از احساس بد یا ناخوشایند دست به چنین تلاش هایی می زنند.همه ی انسان ها برای ارضای پنج نیاز اساسی که در ژن های ما ریشه دارد،تلاش میکنند.

این نیاز ها عبارتند از:

1 .نیاز به بقا                                                              

2 .نیاز به عشق و احساس تعلق                   

3 .نیاز به قدرت و پیشرفت

4 .نیاز به آزادی

5 .نیاز به تفریح

این سیستم ژنتیکی ساده در ارضای نیازهای افراد زیادی،عالی عمل میکند تا آن ها احساس شادی،سلامتی و رضایت کنند.افرادی که در زندگی فاقد چنین احساس هایی باشند از ته دل آرزو دارند به شادی،سلامت و خشنودی دست یابند.اما متأسفانه سیستم ژنتیکی ما در مورد زندگی مشترک خوب عمل نمی کند.

نیاز به بقا : مشکلات زندگی زناشویی با مسائل اقتصادی گره خورده اند.

در جامعه ی کنونی،اکثر مردم اگر تلاش مختصری انجام دهند،بقایشان تضمین شده است.میزان نیاز افراد مختلف به بقا براساس برنامه ی ژنتیکی آن ها متفاوت است.در واقع،این تفاوت براساس یک توزیع طبیعی است؛همانطور که همه چیز در طبیعت توزیع شده است.معمولا این تفاوت زمانی خود را نشان خواهد داد که یک طرف بیش از دیگری مقتصدانه عمل کند.اما این یک قانون است که فقر باعث فلاکت و ناخشنودی میشود و ازدواج هم از این قانون مستثنا نیست.

از جو ای.لوئیس نقل شده است : ( هم فقر را تجربه کرده ام و هم ثروت را و معتقدم ثروت خیلی بهتر است و بیش ترین لبخند ها را بر لبان زوج ها می نشاند. ) و این گفته ی حکیمانه که می گوید : ( ثروت خوشبختی نمی آورد ولی فقر بدبختی می آورد ) اهمیت ارضای این نیاز را در ازدواج تأیید میکند.در بیش تر زندگی های مشترک رایج ترین نشانه تفاوت در نیاز به بقا،اختلاف بر سر مسائل اقتصادی است.

نیاز به عشق و احساس تعلق : هسته ژنتیکی یک ازدواج شاد

یک ازدواج خوب شاید بهترین وسیله ی تأمین نیاز به عشق و احساس تعلق باشد.با وجود این هنوز دسترسی به این نیازها به سادگی ممکن نیست،زیرا برخلاف نیاز به بقا،برای تأمین این نیاز وجود یک فرد دیگرنیز ضروری است.همانطور که قبلا توضیح دادیم،ما هیچ کنترلی بررفتار دیگران نداریم.نمی توانید دیگری را مجبور کنید به شما عشق بورزد.هرتلاشی برای تحمیل عشق به دیگری به ندرت مؤثر واقع میشود.

زنان نسبت به مردان و شاید به خاطر ایفای نقش مادری،احساس نیاز بیشتری به عشق و احساس تعلق دارند.غالبا این بدان معناست که زنان مایلند محبت بیش تری نثار دیگران کنند،اما شاید برایشان چندان تفاوتی نکند که درمقابل چقدر محبت دریافت میکنند.زنان غالبا براساس این تفاوت ژنتیکی،خود را با مردانی در رابطه می بینند که به اندازه ی انتظاراتشان به آن ها ابراز علاقه نمی کنند.در چنین شرایطی،هر دو طرف دچار ناکامی می شوند.زن به دلیل آن که آن قدر که باید از سوی مرد محبت دریافت نمی کند و مرد به دلیل نیاز کم ترش به محبت،برایش دشوار است علت نیاز بالای زن به ابراز و دریافت محبت را درک کند.اما نیاز کم تر مرد به محبت مانع یادگیری او در ابراز عشق و محبت نیست.اگر خانمی به لحاظ ژنتیکی بیش تر از شوهرش به محبت نیاز دارد،دو راه پیش رویش است : 1 . میتواند دم نزند و به احساس ناکامی خود ادامه دهد و حتی با غرغر و سرزنش و مقایسه کردن های مخرب جذابیت کمتری از خود نشان دهد، یا2  . تلاش کند به شیوه های گوناگون به همسرش چشیدن لذت محبت کردن را بیاموزد.  میزان نیاز به عشق و احساس تعلق آن قدر در افراد گوناگون متفاوت است که میتواند ازدواج را به یک معمای پیچیده بدل کند.

نیاز به قدرت : راز ازدواج در ژن های ما نهفته است.

برخلاف نیاز به بقا،عشق و احساس تعلق،آزادی و حتی تفریح،که همگی را میتوان در حیوانات پست تر نیز یافت،نیاز به قدرت ویژه ی انسان است.

از زمان کشته شدن هابیل به دست قابیل،به خاطر همین نیاز به قدرت است که انسان ها به آزار و قتل کسانی که هیچ صدمه ای به آن ها نرسانده اند،کمر بسته اند.همه ی ما تمایل داریم از پول و موقعیت اجتماعی بیش تری برخوردار باشیم،و معمولا اگر مورد احترام واقع شویم،نیاز به قدرت در ما ارضا میشود.حداقل احترامی که نیاز داریم این است که فردی که برایش اهمیت قائلیم،در خوش بینانه ترین حالت همسرمان،به حرف های ما گوش دهد.اگ این احترام را دریافت نکنیم،برای به دست آوردن آن تلاش میکنیم،اما اغلب پس از مدتی ناامید میشویم و حتی دیگر درمورد آن به طور جدی گفتگو نمی کنیم و در اینجاست که رابطه ی ما به شدت آسیب می بیند.اگر اقدام به طلاق نکنیم،برای ارضای نیاز به قدرت درخود،اکثر ما فعالانه یا منفعلانه به کشمکش با همسرانمان می پردازیم. شاید قدرت ریشه ی ژنتیکی کنترل بیرونی باشد.نیاز به قدرت،منشأ اصلی رفتار کنترل بیرونی در جهان است؛و هرقدر که کنترل بیرونی را بیش تر به کار ببریم،به همان میزان رضایتمندی ازدواج را تخریب می کنیم تا جایی که به ندرت میتوانیم به یک زندگی مشترک خشنود و پایدار دست یابیم.

نیاز به آزادی : چالشگر ازدواج

آزادی گرایش به انجام کارهای مورد علاقه مان است.در زندگی مشترک این بدان معناست که از حوزه ی کنترل همسرمان خارج شویم.برخلاف نیاز به قدرت که سعی میکنیم دیگران را کنترل کنیم،در مورد آزادی مسئله دشوار در این جاست که باید از چیزی صرف نظر کنیم که ژن هایمان به شدت از ما میخواهند از دست ندهیم.ماهیت ازدواج از دست دادن آزادی های شخصی است.گفتگو کردن تنها راه حل مشکلات مربوط به نیاز آزادی است. اگر طرفین نپذیرند که هریک به مقدار معینی آزادی نیاز دارند،زندگیشان رنگ رضایت و خشنودی نخواهد دید.کم نیستند افرادی که زندگیشان به طلاق می انجامد و پس از مدت کوتاهی احساس میکنند اکنون که دیگران از بند ازدواج رها شده اند،میتوانند از با هم بودن لذت ببرند.گاهی اوقات چنین افرادی فریب این لحظات کوتاه و شاد را میخورند و دوباره باهم پیوند ازدواج می بندند و دوباره درگیر همان جریان گذشته میشوند. گفتگو درباره ی آزادی شاید دشوارترین گفتگوی میان زوجین باشد.از این رو بهتر است پیش از ازدواج میزان نیاز هریک از طرفین به آزادی در نظر گرفته شود.

نیاز به تفریح : نیازی که سهل تر از سایر نیاز ها در ازدواج تأمین میشود.

تفریح نیازی است که میتوان آن را به تنهایی یا درکنار دیگران ارضا کرد.این نیاز را میتوان به شیوه های گوناگون،درمکان های مختلف و در هر ساعتی از شبانه روز ارضا نمود.برخلاف قدرت،نیازبه تفریح نیز مانند نیاز به بقا،عشق و احساس تعلق،و آزادی،در ژن تمامی حیوانات وجود دارد.اشتیاق ما برای تفریح به گونه های مختلف خود را نشان میدهد و صرفا به برد و باخت محدود نمی شود.مطالعه،گوش کردن به موسیقی،سفر و سرگرمی های گوناگون،همگی تفریح به شمار می روند.در واقع،نیاز به تفریح تقریبا تمامی فعالیت های انسانی را تحت تأثیر قرار میدهد.

چنانچه مجرد و در پی یافتن عشق هستید،پیشنهاد می کنیم طبق روش گفته شده نیمرخ (الگو) خود را تهیه کنید.سپس هرگاه با فرد دلخواهتان روبرو شدید،سعی کنید نیمرخ خود را بااو مقایسه کنید.لزومی ندارد به طرف مقابلتان چیزی بگویید؛این کار را برای خودتان انجام دهید.کارسختی نیست.با این عمل میتوانید هم خودتان و هم همسر آینده تان را بهتر بشناسید و میتوانید پیش از آن که بیش تر به یکدیگر نزدیک شوید،روابط آینده تان را حدس بزنید.

شما باید میزان هماهنگیتان را در نیاز به بقا،بع خصوص مسائل مالی،بررسی کنید.نزدیکی در این نیاز بسیار مهم است.افراد ولخرج به سختی با آدم های حسابگر و محتاط در خرج کردن کنار می آیند.نیاز به آزادی نیز بسیار اهمیت دارد.افرادی که نیاز به آزادی بالایی دارند،خیلی زود در اوایل ازدواج به مشکل برمی خورند و علت آن را نیز نمی دانند.ازدواج محدودکننده ترین شرایطی است که یک انسان می تواند برای خود تصور کند، و درحالی که زندگی مشترک هیچ تغییری در نیاز شما به آزادی ایجاد نخواهدکرد.تجربیات نشان داده است زوج هایی که عاشق هم هستند و از تفاوتشان در نیاز به آزادی آگاهند،می توانند با گفتگو و مذاکره این اختلاف را به خوبی مدیریت کنند. اما مهم ترین نیازهایی که باید میزان شدت آن را درخود و همسر آینده تان مقایسه کنید نیاز به عشق و قدرت است.اگر با فردی که نیاز به قدرت بالایی دارد (معمولا مردان)ازدواج کنید،خواهید دید که همسرتان در صورت برآورده نشدن نیازش بسیار بد اخلاق میشود.تنها چیزی که میتواند قدرت را خنثی کند،عشق است؛بنابراین برای سازگاری بیش تر،به شدت نیاز به عشق دقت کنید.عشق حتی میتواند دو فردی را که نیاز به قدرت بالایی دارند،درکنار یکدیگر نگه دارد.

نیمرخ شدت نیازهای اساسی:

در پیوستار زیر،دایره های زیر هرعدد را براساس شدت نیازهایتان،همان شدتی که خودتان تصور می کنید،پر کنید.

                 بسیارکم         کم         متوسط         زیاد         بسیارزیاد

                    1             2             3             4                5

بقا                 O            O             O            O             O

تعلق خاطر       O            O             O            O             O

قدرت             O            O             O            O              O 

آزادی             O            O             O            O              O

تفریح             O            O             O            O              O 

نیمرخ شما یک عدد پنج رقمی میشود.برای مثال نیمرخ شما35344  است.

بقا:3 تعلق خاطر:5 قدرت:3 آزادی:4 تفریح:4

اشتراک گذاری:

دیدگاه‌ خود را بنویسید