فهرست مطالب

صفحات مهم

دلبستگی

دلبستگی چیست؟

واژه ی دلبستگی برای توصیف تمایل کودک به نزدیک افراد خاص ماندن و احساس امنیت بیشتر در حضور این افراد،به کار می رود.

روانشناسان،نخست این نظریه را مطرح کردند که کودک به این علت به مادر دلبستگی پیدا می کند که مادر منبع تغذیه،یعنی برآورده ساختن یکی از اساسی ترین نیازهای کودک است.اما،این نظریه پاسخگوی برخی واقعیت ها نبود.برای مثال،جوجه اردک ها و جوجه مرغ ها هرچند از بدو تولد غذایشان را خودشان تأمین می کنند،ولی در عین حال دنبال مادر راه می روند و وقت زیادی را با او صرف می کنند.آرامشی که آن ها از حضور مادر به دست می آورند نمی تواند از نقش مادر در غذا دادن به آن ها نشأت گرفته باشد. کودک مادر را اولین پایگاه عاطفی امن در زندگی می یابد،شخصیت ما در تحول شخصیت کودک اهمیت اساسی دارد.دلبستگی یک واژه ی روانشناختی است که این پدیده ی روانی یکی از عوامل عمده در تحول اجتماعی و عاطفی کودک محسوب میگردد.همچنین دلبستگی کودک به مادر نتایج طولانی مدت را به دنبال دارد و شالوده ی روابط بعدی کودک با والدین و مناسبات عاطفی و اجتماعی اورا بنا میکند.بالبی معتقد است که دلبستگی در طول زمان دارای ثبات نسبی است،به این معنی که نحوه ی روابط بعدی فرد را با همسالان،دوستان هم جنس و غیرهم جنس پیش بینی میکند و در رشد سالم و تأمین بهداشت روانی فرد اهمیت ویژه ای دارد.

دلبستگی
http://دلبستگی

همچنین بالبی معتقد است نوع رابطه مادر-کودک درسال های اولیه ی کودکی و میزان قابلیت دسترسی به مادر،میزان حمایت مادر هنگام احساس خطر،درجه ی حساسیت مادرانه و تکیه گاه ایمن بودن مادر برای کودک،سبک دلبستگی فرد را معین میکند.

فوگل اظهار میدارد که دلبستگی،پیوند هیجانی پایدار بین دو فرد می باشد به طوری که یکی از دو طرف کوشش میکند نزدیکی و مجاورت با موضوع دلبستگی را حفظ کرده،به گونه ای عمل کند تا مطمئن شود که ارتباط ادامه می یابد.

بالبی بر این باوراست که گره های هیجانی متقابل که به نزدیکی مادر و کودک منجرمیشود،نخستین تجلی های دلبستگی محسوب میشود.دلبستگی،نگهدارنده ی نزدیکی متقابل بین دو فرد درتمام مراحل زندگی است.

اینسورث نظریه ی بالبی را گسترش داده و سبک های دلبستگی را به سه دسته ی ایمن ، ناایمن اجتنابی ، ناایمن دوسوگرا تقسیم کرده است.

انواع دلبستگی
انواع دلبستگیhttp://دلبستگی

کودکان ایمن :

از والدین به عنوان پایگاه امنی برای اکتشاف محیط استفاده می کنند و در اکثر موقعیت ها احساس امنیت و راحتی می کنند و تجسمی مثبت،حمایتگر و پاسخ دهنده از مادر خود دارند.

کودکان ناایمن اجتنابی :

در برابر افراد ناآشنا منقلب نمی شوند و احتیاط اندکی نشان میدهند،چنانچه مادر آن ها را بغل بگیرد با حرکات مارپیچ و تاب و تکان دادن خود،سعی در پایین آمدن می نماید و همچنین این کودکان در عواطف خود،نسبت به مادر بی تفاوت اند،به نظر میرسد اهمیت روابط دلبستگی به مادر را انکار می کنند.

کودکان ناایمن دوسوگرا :

در موقعیت ناآشنا مشکل تر می توانند به احساس آرامش و آسایش دست یابند.آن ها بین کشش از سوی مادر و اجتناب از وی در نوسان اند.بنابراین به مادر نزدیک میشوند،سپس مادر را پس می زنند.این کودکان به راحتی نمی توانند به اکتشاف و دستکاری محیط بپردازند و همچنین آن ها به لحاظ خلق،در برابر تنیدگی ها آسیب پذیرترند.

طرفداران این نظریه معتقدند به احتمال زیاد سبک دلبستگی کودک براساس الگوهای فعال درونی از خود و چهره ی دلبستگی تا بزرگسالی ادامه می یابد و در روابط بزرگسالی فرد منعکس میشود.الگوهای فعال درونی از  چهره ی دلبستگی،یعنی باورها،انتظارات و احساس های فرد درمورد حساسیت و پاسخ دهندگی چهره ی دلبستگی و شامل ارزش شایستگی ای میشود که فرد برای خود در دریافت توجه و محبت از دیگران،قائل میشود.پژوهش ها نشان میدهد کیفیت رابطه کودک-مادر در بزرگسالی نیز تحت تأثیر همین الگوهای فعال درونی قرار میگیرند.

دلبستگی
http://دلبستگی

اشتراک گذاری:

دیدگاه‌ خود را بنویسید